تبلیغات
وبلاگ ورزشی

وبلاگ ورزشی

یکشنبه 12 تیر 1390

الفاتحه

نویسنده: یونس فردی پور   

سه روز از آخرین شکست فضاحت‌بار فوتبال ایران می‌گذرد، همه سعی می‌کنند گناه شکست امیدها را به گردن دیگری بیندازند.
اما آنچه مسلم است اینکه تشکیلات زیر نظر علی کفاشیان، رئیس خنده‌روی فدراسیون فوتبال حالا بیشتر از همه زیر سؤال است،‌ هرچند آقایان عین خیالشان نیست و همچنان از پول بیت‌المال ارتزاق می‌کنند و مسافرت‌های آنچنانی‌شان همچنان به راه است.
نگاهی به سر تا پای فدراسیون فوتبال که بیندازید متوجه می‌شوید که در این فدراسیون هیچ کس به درستی سر جایش نیست و اصلاً درست انتخاب نشده است.
مدیر کمیته روابط‌ بین‌الملل به جای رایزنی در امور فوتبال ملی و برقراری ارتباط مناسب با مجامع مهم فوتبال تنها به فکر مسافرت با هواپیماهای اختصاصی و در بهترین شرایط است، مسافرت‌هایی که معلوم نیست برای چه صورت می‌گیرد و چه تأثیری بر فوتبال ملی ما دارد، آن وقت وقتی از همین آقا سؤال می‌شود که چرا خبر محرومیت بازیکن تیم امید که به قول خودش در تاریخ 4/12/89 (البته به دروغ) از سوی AFC به فدراسیون اعلام شده را به موقع به سرپرست تیم اعلام نکرده، می‌گوید من از تاریخ دقیق نامه اطلاعی ندارم و بعد از اینکه نامه باید سلسله مراتب را طی کند تا به دست سرپرست برسد، تیم امید 29/3/90 با عراق بازی داشت و آن فاجعه رخ داد یعنی چیزی حدود 4 ماه طول کشیده و نامه هنوز به دست سرپرست تیم نرسیده بوده است، حال شما خواننده محترم قضاوت کنید آیا جای چنین شخصی روی صندلی مدیر کمیته روابط بین‌الملل فدراسیون فوتبال است؟
اما سرپرست تیم، سرپرست رقیق‌القلبی که با کوچکترین تلنگر،‌ احساساتش جریحه‌دار می‌شود، سرپرست تیم امید در پاسخ به اینکه چرا در مورد پیگیری وضعیت بازیکنان تیم امید کم‌کاری کرده. عنوان می‌کند چون یکی از عزیز‌ترین کسانش یعنی ناصر حجازی را از دست داده، شرایط روحی و روانی مناسبی نداشته بنابر این مدتی نتوانسته به درستی به وضعیت تیم امید، تیمی که در حسرت حضور در المپیک می‌سوخت، رسیدگی کند جناب سرپرست احساساتی مدعی است که تنها چهار یا پنج روز است که به وضعیت عادی برگشته و از هیچ چیز خبر نداشته، خب شما خواننده محترم آیا با نظر ما موافقی که سرپرست تیم امید بهتر است از این به بعد به جای اینکه در فدراسیون فوتبال آفتابی شود، به صورت شبانه روزی در خدمت خانواده آن هم در خانه باشد تا نکند خدای ناکرده در خیابان با صحنه غم‌انگیزی روبه‌رو شود و احساساتش جریحه‌دار گردد و نتواند آنطور که باید در خدمت فوتبال باشد. خدا رحمت کند ناصر حجازی را خوب شد مرد وگرنه اصغر حاجیلو چه بهانه‌ای برای کم‌کاری و اهمالش در خصوص بازیکنان تیم امید داشت؟
و برسیم به دبیرکل فدراسیون فوتبال، شخصی که در ظاهر باید پاسخگوی تمام مسائل اجرایی و اداری فدراسیون باشد. خب جناب دبیر کل از موضوع حساسی با خبر می‌شوند، حساس در حد المپیک اما ماجرا را سرپوش می‌گذارند و جز به تعدادی خاص نمی‌گویند و تنها زمانی راز سر به مهر را فاش می‌کنند که فاجعه رخ داده و سؤال ما از شما این است که آیا شخصی که یک مسئله حیثیتی و ملی را اینگونه با بی‌اعتنایی نگاه می‌کند می‌تواند در پست دبیرکلی یک فدراسیون فعالیت کند یا باید در شغلی دیگر برای خود و خانواده‌اش امرار معاش نماید.
نایب رئیس فدراسیون قبل از این هم به سختی پاسخ تماس‌ها را می‌داد، اما این روزها دیگر پیدا کردن جناب تاج کاری است بسیار دشوار، تلفن یا روی پیغامگیر می‌رود یا خانم محترمی از خاموش بودن آن خبر می‌دهد و طبیعی است که بپرسیم آیا مسئولی که تنها در مواقع پیروزی‌ها و خوشحالی‌ها پیدایش می‌شود شایستگی حضور روی کرسی نایب‌رئیسی فدراسیون فوتبال را دارد یا خیر؟
و در نهایت جناب رئیس فدراسیون، رئیس همیشه خندان که با خنده‌هایش کارنامه‌ای جز شکست برای فوتبال ایران رقم نزده است. نوجوانان، جوانان، امید در گوانگژو و بزرگسالان در آسیا و حالا هم دوباره امید در راه المپیک، اصلاً یک نفر مرد در این مملکت پیدا نمی‌شود که کفاشیان را برکنار کند؟ نهایت این است که فیفا تحریممان می‌کند بابت دخالت دولت در امور فوتبال یا هر اسم دیگری مگر ما چه داریم که باید از فوتبالمان حمایت کنیم، بگذار محروم شویم حداقلش این است که دیگر نگاه‌ها و خنده‌های زهردار کفاشیان را تحمل نمی‌کنیم. سؤال اینجاست آیا رئیسی که می‌بازد و می خندد در حد ریاست است یا اینکه باید او را کنار گذاشت؟
حسرت حضور فوتبال در المپیک 40 ساله شد به همین راحتی رسم بر این است که در دنیا وقتی رئیسی ناکام می‌شود و این ناکامی با احساسات یک ملت بازی می‌کند بلافاصله عذرخواهی می‌کند، خیلی‌ها به رسم احترام به مردم استعفا می‌دهند تا شاید نفر بعد بیاید و اوضاع را سر و سامان دهد، اما در فوتبال ما چند سالی است که از این خبرها نیست، البته تاکنون هم نبوده نه این چند سال ولی وقتی علی کفاشیان بعد از هر باخت فاجعه‌بار می‌گوید استعفا نمی‌دهم و خیلی راحت به ریش همه می‌خندد آیا نباید به حال خودمان تأسف بخوریم؟
آیا وقت آن نیست کفاشیان و تیم مدیریتی فدراسیون فوتبال برای همیشه شرشان را از سر فدراسیون کم کنند تا شاید فوتبال در نبود آنها نفسی بکشد، تا شاید بتوان به آینده امیدوار بود، اما امروز با وجود کفاشیان، تاج، ترابیان، نبی و امثال حاجیلو اصلاً آینده‌ای وجود ندارد که بتوان درباره آن صحبت کرد. فوتبال مرد، فاتحه‌اش را همین شب جمعه گذشته خواندیم. فاتحه فوتبالی را که کفاشیان آقا بالاسر آن باشد و بقیه هم با خنده‌های او به کل ایران بخندند.

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 355031

نظرات() 

یکشنبه 12 تیر 1390

مرگ مغزی جودو

نویسنده: یونس فردی پور   

آوردن مربی اروپایی کم‌ دردسر ندارد. رؤسای فدراسیون‌های ورزشی کشورمان هم که روی اینگونه مربیان تعصب خاصی دارند و می‌خواهند هر جور شده پیش مربی‌شان کم نیاورند. داستان جودو ایران هم همین است، با کلی مصیبت و جور کردن پول و راضی کردن شورای برون‌مرزی، تیم ملی را به برزیل اعزام کردیم اما نه برای کسب مقام و بهبود رنکینگ جهانی بلکه برای ادای دینی بوده که فدراسیون به جیرو لامو داشته است. رئیس فدراسیون جودو پس از حذف تمامی نمایندگان ایران در گرنداسلم برزیل اعلام کرد تنها دلیل اعزام بچه‌ها به این مسابقات قولی بوده که به سرمربی تازه‌وارد ایتالیایی داده شده و بس.
***
در ماه‌های اخیر بارها و بارها اعزام تیم ملی جودو به تورنمنت‌های مختلف به دلایل مختلف لغو شده است. از نبود بودجه و نرسیدن پول کافی از سوی سازمان تربیت بدنی، شکست‌های متوالی ملی‌پوشان جودو در مسابقات مختلف و ناامیدی اهالی ورزش و ورزش‌دوستان از این تیم گرفته تا بدبین شدن شورای برون‌مرزی به جودوکاها و مخالفت با تمامی اعزام‌های برون‌مرزی. مسابقات استونی و رومانی از آن دست رقابت‌هایی است که شورای برون‌مرزی با توجه به نتایج فوق‌العاده ضعیف با اعزام تیم ملی موافقت نکرد.
اما اصرارهای مسئولان فدراسیون برای حضور با چهار نماینده در گرنداسلم برزیل که بعد از مسابقات مسترز، بیشترین امتیاز را برای کسب سهمیه المپیک دارد، موجب شد تا موافقت برای فرستادن ملی‌پوشان حاصل شود و اتفاقی که نباید، افتاد. امینی و یارغارش یک بار دیگر خوشحال و شادمان مقدمات سفر به یک کشور خارجی و اینبار در امریکای جنوبی را فراهم کردند. متأسفانه چهار ملی‌پوش همیشگی تیم ‌باز هم سنت‌شکنی نکردند و در همان بازی اول باختند تا بقیه مسابقات را با خیالی راحت از روی سکوها دنبال کنند و شاهد مدال گرفتن جودوکاهای سایر کشورها باشند. ای کاش شورای برون‌مرزی این دفعه هم راضی به هدر دادن بودجه ورزش نمی‌شد و جلوی اعزام را می‌گرفت تا حداقل روند باخت‌هایمان در این رشته مدال‌آور مسکوت بماند.
رفع تکلیف
با استدلال‌هایی که علیرضا امینی پیشتر از این کرده بود از ملی‌پوشانی که هیچ نوع ترسی بابت کنار گذاشته شدن از تیم ملی نداشتند نمی‌توان بیش از این انتظار داشت. رفع تکلیف برای آقای رئیس که در مدت ریاستش جودو ایران را به ورطه بحران کشیده‌ از همه چیز مهم‌تر است، اینکه به جیرو قول داده تیمی چهار نفره به برزیل اعزام می‌کند و باید به قولش وفا کند. مبادا مربی ایتالیایی دلسرد شود. حالا اینکه چه بر سر جودو می‌آید، اصلاً اهمیتی ندارد.
همین آقایان سال‌هاست اهالی جودو و ورزش را به بازی گرفته‌اند و با امروز و فردا کرد‌ن‌هایشان قهرمان سال 2008 آسیا را تا مرز انحلال پیش برده‌اند و حتی یک بار هم از مردم بابت این همه شکست عذرخواهی نکرده‌اند که هیچ تازه مژده کسب سهمیه المپیک و مدال المپیک را هم می‌دهند. عادت به باختن همان دردی است که مدت‌هاست از آن رنج می‌بریم و دیگر برای کسی فرقی نمی‌کند در گرنداسلم برزیل باختیم یا نه.
تکراری‌، بی‌تعصب، بی‌انگیزه
همه کاپیتان تیم ملی را می‌شناسند، همان کسی که پس از دو سال دوری به تاتامی بازگشته و علاوه بر جودو مشغولیت تازه‌ای هم پیدا کرده؛ بازی در فیلم «دزدی در خیابان جردن»! آرش میراسماعیلی به واسطه بازگشتش به دنیای جودو، شکست در جام جهانی قزاقستان و کسب یک مدال نقره بی‌هیچ دردسری دوباره فیکس وزن 66- کیلوگرم شد. جناب میراسماعیلی اگرچه از انتقادهای ما و دوستان مطبوعاتی‌مان دل خوشی ندارد اما مجبوریم باز هم به او یادآوری کنیم که پس از شکست در بازی‌های آسیایی گوانگژو، رقابت‌های آلمان، قهرمانی آسیا و گرنداسلم برزیل دیگر صبر جایز نیست، وقت آن رسیده که خداحافظی‌اش را اعلام کند و راه را برای بقیه باز کند. محسن غفار خیلی وقت است پشت خط آرش مانده. به لطف مدیریت سازنده امینی و حاج یوسف‌زاده که همه کاره جودو در سال‌های اخیر بوده‌اند هم که خبری از مسابقات انتخابی و مشخص شدن نفر برتر در شرایطی کاملاً برابر نیست.
علی معلومات در 77- کیلوگرم هم مثل کاپیتان با شکست خو گرفته است. شکست و حذف از رقابت‌های ژاپن، مسابقات آلمان، مسابقات آسیایی تایوان، جهانی هلند، مسابقات روسیه، جهانی ژاپن، بازی‌های آسیایی گوانگژو، مسابقات چین، مسابقات کسب سهمیه آذربایجان و گرنداسلم برزیل نهایت تلاش معلومات بوده است.
رودکی در 100+ کیلو هم که اصلاً رقیبی ندارد، از طرفی مدال برنز و نقره گوانگژو را هم در کارنامه دارد. قاسمی‌نژاد در 81- کیلو نیز یک برنز مسابقات قهرمانی آسیای امارات را به گردن آویخته و در برزیل به یک مغولی باخت و حذف شد.
***
این شرح کوتاهی بود از وضعیت ملی‌پوشان. در چنین شرایطی هر عقل سلیمی چاره‌ای جز تحول و دگرگونی ندارد، تحولی که با میدان دادن به جوانانی سراسر انگیزه و جویای نام، جودو دلزده و به اغما رفته ایران را به هوش آورند. اگر قرار است پشت سر هم ببازیم آن هم با اخطارهای متعدد داوران پس چه بهتر که با جوانان آینده‌دارمان ببازیم که حداقل ذره‌ای انگیزه دارند و تعصب‌شان را نسبت به تیم ملی کشورشان از دست نداده‌اند.
با چه مکافات و مصیبتی مسئولان بالادستی را راضی می‌کنیم که خرج سفر جودوکاها را به ینگه‌دنیا تقبل کنند، آن وقت حاج یوسف‌زاده با شاگردان اشباع شده‌اش در حضور جیرو ایتالیایی که قرار بود یک شبه تیم درب و داغون جودو را از این رو به آن رو کند در همان بازی اول در مقابل حریفان سرتعظیم فرود می‌آورند. تنها دلگرمی‌شان هم به صعود یک پله‌ای میراسماعیلی از رده 47 به رده 46 رنکینگ جهانی است. معلوم نیست آقایان بر چه اساسی به مردم امیدواری می‌دهند و دم از کسب پنج سهمیه المپیک می‌زنند. ما که در مصاف با حریفان گمنام جودو حرفی برای گفتن نداریم و حتی از قوانین روز جودو دنیا بی‌اطلاعیم، چطور در لندن و در حضور 22 جودوکای برتر دنیا قرار است قد علم کنیم! غول‌های جودو اجازه نفس کشیدن هم در المپیک، البته اگر یک سهمیه به دست آوریم را به ما نمی‌دهند. در ورزش ما که این روزها اصلاً متولی هم ندارد همه آنقدر دست روی دست می‌گذارند تا کار از کار بگذرد تا بعد قصه کی بود، کی بود من نبودم راه بیندازند.

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 355030

نظرات() 

فریدون حسن-سه روز از آخرین شکست فضاحت‌بار فوتبال ایران می‌گذرد، همه سعی می‌کنند گناه شکست امیدها را به گردن دیگری بیندازند.

اما آنچه مسلم است اینکه تشکیلات زیر نظر علی کفاشیان، رئیس خنده‌روی فدراسیون فوتبال حالا بیشتر از همه زیر سؤال است،‌ هرچند آقایان عین خیالشان نیست و همچنان از پول بیت‌المال ارتزاق می‌کنند و مسافرت‌های آنچنانی‌شان همچنان به راه است.

نگاهی به سر تا پای فدراسیون فوتبال که بیندازید متوجه می‌شوید که در این فدراسیون هیچ کس به درستی سر جایش نیست و اصلاً درست انتخاب نشده است.

مدیر کمیته روابط‌ بین‌الملل به جای رایزنی در امور فوتبال ملی و برقراری ارتباط مناسب با مجامع مهم فوتبال تنها به فکر مسافرت با هواپیماهای آنچنانی و در بهترین شرایط است، مسافرت‌هایی که معلوم نیست برای چه صورت می‌گیرد و چه تأثیری بر فوتبال ملی ما دارد، آن وقت وقتی از همین آقا سؤال می‌شود که چرا خبر محرومیت بازیکن تیم امید که به قول خودش در تاریخ 4/12/89 از سوی AFC به فدراسیون اعلام شده را به موقع به سرپرست تیم اعلام نکرده، می‌گوید من از تاریخ دقیق نامه اطلاعی ندارم و بعد از اینکه نامه رسید باید سلسله مراتب را طی کند تا به دست سرپرست برسد، تیم امید 29/3/90 با عراق بازی داشت و آن فاجعه رخ داد یعنی چیزی حدود چهار ماه طول کشیده و نامه هنوز به دست سرپرست تیم نرسیده بوده است، حال شما خواننده محترم قضاوت کنید آیا جای چنین شخصی روی صندلی مدیر کمیته روابط بین‌الملل فدراسیون فوتبال است؟

اما سرپرست تیم، سرپرست رقیق‌القلبی که با کوچکترین تلنگر،‌ احساساتش جریحه‌دار می‌شود، سرپرست تیم امید در پاسخ به اینکه چرا در مورد پیگیری وضعیت بازیکنان تیم امید کم‌کاری کرده. عنوان می‌کند چون یکی از عزیز‌ترین کسانش یعنی ناصر حجازی را از دست داده، شرایط روحی و روانی مناسبی نداشته بنابر این مدتی نتوانسته به درستی به وضعیت تیم امید، تیمی که در حسرت حضور در المپیک می‌سوخت، رسیدگی کند جناب سرپرست احساساتی مدعی است که تنها چهار یا پنج روز است که به وضعیت عادی برگشته و از هیچ چیز خبر نداشته، خب شما خواننده محترم آیا با نظر ما موافقی که سرپرست تیم امید بهتر است از این به بعد به جای اینکه در فدراسیون فوتبال آفتابی شود، به صورت شبانه روزی در خدمت خانواده آن هم در خانه باشد تا نکند خدای ناکرده در خیابان با صحنه غم‌انگیزی روبه‌رو شود و احساساتش جریحه‌دار گردد و نتواند آنطور که باید در خدمت فوتبال باشد. خدا رحمت کند ناصر حجازی را که بهانه دست سرپرست داد وگرنه اصغر حاجیلو چه بهانه‌ای برای کم‌کاری و اهمالش در خصوص بازیکنان تیم امید داشت؟

و برسیم به دبیرکل فدراسیون فوتبال، شخصی که در ظاهر باید پاسخگوی تمام مسائل اجرایی و اداری فدراسیون باشد.

خب جناب دبیر کل از موضوع حساسی با خبر می‌شوند، حساس در حد المپیک اما ماجرا را سرپوش می‌گذارند و جز به تعدادی خاص نمی‌گویند و تنها زمانی راز سر به مهر را فاش می‌کنند که فاجعه رخ داده و سؤال ما از شما این است که آیا شخصی که یک مسئله حیثیتی و ملی را اینگونه با بی‌اعتنایی نگاه می‌کند می‌تواند در پست دبیرکلی یک فدراسیون فعالیت کند یا باید در شغلی دیگر برای خود و خانواده‌اش امرار معاش نماید.

نایب رئیس فدراسیون قبل از این هم به سختی پاسخ تماس‌ها را می‌داد، اما این روزها دیگر پیدا کردن جناب تاج کاری است بسیار دشوار، تلفن یا روی پیغامگیر می‌رود یا خانم محترمی از خاموش بودن آن خبر می‌دهد و طبیعی است که بپرسیم آیا مسئولی که تنها در مواقع پیروزی‌ها و خوشحالی‌ها پیدایش می‌شود شایستگی حضور روی کرسی نایب‌رئیسی فدراسیون فوتبال را دارد یا خیر؟

و در نهایت جناب رئیس فدراسیون، رئیس همیشه خندان که با خنده‌هایش کارنامه‌ای جز شکست برای فوتبال ایران رقم نزده است. نوجوانان، جوانان، امید در گوانگژو و بزرگسالان در آسیا و حالا هم دوباره امید در راه المپیک، اصلاً یک نفر مرد در این مملکت پیدا نمی‌شود که کفاشیان را برکنار کند؟ نهایت این است که فیفا تحریممان می‌کند بابت دخالت دولت در امور فوتبال یا هر اسم دیگری مگر ما چه داریم که باید از فوتبالمان حمایت کنیم، بگذار محروم شویم حداقلش این است که دیگر نگاه‌ها و خنده‌های زهردار کفاشیان را تحمل نمی‌کنیم. سؤال اینجاست آیا رئیسی که می‌بازد و می‌خندد در حد ریاست است یا اینکه باید او را کنار گذاشت؟

حسرت حضور فوتبال در المپیک 40 ساله شد به همین راحتی رسم بر این است که در دنیا وقتی رئیسی ناکام می‌شود و این ناکامی با احساسات یک ملت بازی می‌کند بلافاصله عذرخواهی می‌کند، خیلی‌ها به رسم احترام به مردم استعفا می‌دهند تا شاید نفر بعد بیاید و اوضاع را سر و سامان دهد، اما در فوتبال ما چند سالی است که از این خبرها نیست، البته تاکنون هم نبوده نه این چند سال ولی وقتی علی کفاشیان بعد از هر باخت فاجعه‌بار می‌گوید استعفا نمی‌دهم و خیلی راحت به ریش همه می‌خندد آیا نباید به حال خودمان تأسف بخوریم؟
آیا وقت آن نیست کفاشیان و تیم مدیریتی فدراسیون فوتبال برای همیشه دست از سر فدراسیون بردارند تا شاید فوتبال در نبود آنها نفسی بکشد، تا شاید بتوان به آینده امیدوار بود، اما امروز با وجود کفاشیان، تاج، ترابیان، نبی و امثال حاجیلو اصلاً آینده‌ای وجود ندارد که بتوان درباره آن صحبت کرد. فوتبال مرد، فاتحه‌اش را همین شب جمعه گذشته خواندیم. فاتحه فوتبالی را که کفاشیان آقا بالاسر آن باشد و بقیه هم با خنده‌های او به کل ایران بخندند.

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 355013

نظرات() 

دنیا حیدری |   بی‌شك مربی با تجربه‌ای چون كرش، قبل از پذیرفتن پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران، تحقیقاتی، هر چند اندك درباره تیم ملی كشورمان و شرایط كار كردن در ایران كرده و حرف و حدیث‌هایی از این سو و آن سو درباره سختی كار در ایران، از این و آن شنیده است؛ حرف و حدیث‌هایی كه امروز با تمام وجود و از نزدیك آن را لمس می‌كند. به طوری كه گاه مجبور می‌شود با فریاد، خواسته‌هایش را به گوش مسئولان برساند وگاه، بعد از شنیدن یك خبر عجیب كه در ایران خیلی هم عجیب نیست، تا دقایقی مات و مبهوت می‌ماند و حال عجیب نیست اگر او از خودش و از پذیرفتن هدایت تیم ملی ایران در عجب باشد! آن روز كه سراغ مربی مثل كرش رفتیم، می‌دانستیم او اگر با فقدان امكانات ما كنار بیاید، با بی‌انضباطی كنار نمی‌آید و در این مسئله كوچك‌ترین شكی وجود نداشت و با توجه به این واقعیت روشن و واضح به نظر می‌رسد در مسائل انضباطی هم كه شده تكانی به خود داده و اندكی تغییر در خود ایجاد كنیم. انتظاری كه امروز می‌بینیم به بیهودگی آب در هاون كوبیدن است! و حال هر روزی كه می‌گذرد بیش از روز قبل متعجب می‌شویم از اینكه چطور سرمربی منضبط و با تجربه‌ای چون كرش، هدایت تیم ملی فوتبال كشورمان را پذیرفته! این تعجب البته به معنای زیر سؤال بردن تیم ملی نیست، چرا كه اگر حتی این تیم با تیم رؤیایی فوتبال ایران، زمین تا آسمان هم فرق داشته باشد، باز هم تیم ملی است و برایمان قابل احترام. بحث اما چیز دیگری است. مسئله‌ای كه همین چند روز قبل كرش را تا حد جنون، مات و مبهوت كرد!


برای مربی‌ای چون كرش كه با تیم‌های بزرگی كار كرده پذیرفتن بی‌انضباطی‌هایی كه گاف در حد ركورد گینس است، آنقدر عجیب هست كه بخواهد حتی او را از نشستن روی نیمكت تیم ملی و ادامه همكاری دچار تردید كند.

كرش، مربی بزرگ و با تجربه‌ای است و در آن هیچ شكی نیست. اما بزرگی و با تجربه بودن یك سرمربی به تنها نمی‌تواند عامل موفقیت یك تیم باشد، چرا كه این تیم به عوامل دیگری نیز نیاز دارد كه یكی از آنها رضایت سرمربی از شرایط است و امروز نمی‌توان در چهره كرش، آثار رضایت را دید!

كرش كه پیش از این صدای فریادهایش را از عدم امكانات و بی‌برنامگی‌ها در برگزاری بازی‌های دوستانه شنیده بودیم، امروز خود را برای فریادی جدی‌تر آماده می‌كند!

سرمربی تیم ملی فوتبال چند روز قبل شاهد اتفاقی بود كه بی‌شك تاكنون در تمام عمر فوتبالی خود به چشم ندیده! اتفاقی كه بیش از پیش بی‌انضباطی‌ها و بی‌برنامگی‌های فوتبال كشورمان را به رخ می‌كشد! اتفاقی كه خیلی زودتر از حد تصور، واقعیت وجودی ما را برای او نمایان كرده است! واقعیتی كه بیم آن می‌رود كه سرانجام و در آینده‌ای خیلی نزدیك او را فراری دهد!


كرش كه از روز اول تأكید فراوانی روی نظم و انضباط داشت، این روزها شاهد اتفاقات جالبی است كه جز بی‌نظمی و بی‌برنامگی فوتبال ایران معنای دیگری ندارد!

ادعای عدم اطلاع از اتفاقات رخ داده، نامه‌ای ارسال شده و... او حال شاهد زیر سؤال رفتن بازیكن جوانی است كه گویا باید وظیفه یك فدراسیون را به تنهایی به دوش می‌كشیده! با این شرایط دست فدراسیون در بی‌برنامگی و هرج و مرج، خیلی زودتر از آنچه تصور می‌كرد برای كرش رو شد و با این اوصاف نمی‌توان توقع داشت این مربی با تجربه و البته منضبط كه می بیند فدراسیون فوتبال و مسئولان آن حاضر هستند برای تبرئه خود یك بازیكن جوان را تا مرز نابودی پیش ببرند، به همكاری با تیم ملی فوتبال ایران، آن هم صادقانه ادامه دهد و هیچ بعید نیست كرش، در آینده‌ای نه چندان دور، عطای مربیگری در تیم ملی فوتبال كشورمان را به لقایش ببخشد و خود را از همكاری با چنین فدراسیونی كه حاضر به پذیرفتن اشتباهش نیست، خلاص كند!


شاید كفاشیان آن روز كه با كرش به توافق رسید، به این مسئله فكر نكرد كه او یك مربی وطنی نیست كه هر خفتی را به خاطر تیم ملی كشورش بپذیرد. بلكه یك مربی با تجربه و كار كشته است كه اگر شرایط بر وفق مرادش پیش نرود برای حفظ آبروی كاری‌اش هم كه شده، پشت پا می‌زند به تمام قول و قرارهایی كه با فدراسیون متزلزل كفاشیان گذاشته بوده!

و با توجه به شرایطی كه كفاشیان و زیر دستان او در فدراسیونش برای این فوتبال به وجود آورده‌اند، بعید نیست این اتفاق در آینده‌‌ای نزدیك‌تر از حد تصور رخ دهد و كرش، قید همكاری با تیم ملی فوتبال كشورمان را بزند! هر چند كه بعید به نظر می‌رسد آن زمان هم چهره همیشه خندان كفاشیان دستخوش تغییرات شود!

فدراسیون آنقدر مشغله كاری دارد كه گویا فرصتی برای مسائل پیش پا افتاده مثل محروم بودن كمال كامیابی‌نیا ندارد یا شاید توقع داشت فیفا هم مثل فدراسیون فوتبال ایران عمل كند و قبل از به صدا درآمدن سوت آغاز بازی به ما اعلام می‌كرد این بازیكن دو اخطاره و محروم است. مثل بازی ذوب‌آهن- تراكتور كه نیم ساعت قبل از بازی محرومیت خلعتبری به ذوبی‌ها اعلام شد!

اما روش كاری فیفا، به عنوان یك نهاد كاری، متفاوت از عملكرد فدراسیون فوتبال ایران در چنین شرایطی است. این نهاد بین‌المللی بلافاصله بعد از هر بازی اطلاعات به دست آمده از آن مسابقه را به هر دو فدراسیون‌ها فكس می‌كند. در این مورد هم، ‌همین اتفاق افتاد. دیدار تیم امید با قرقیزستان كه تمام شد، اطلاعات مربوط به این بازی از سوی فیفا به فدراسیون رسیده است. در چنین مواقعی دبیر كل فدراسیون باید اطلاعات را در اختیار بخش‌های مربوطه قرار دهد و آنها نیز وظیفه دارند كه این اطلاعات را در اختیار بخش‌های مربوطه قرار دهند.

از طرفی وقتی نیمكت تیم امید را از یك گروه به گروه دیگر تحویل می‌دهند باید سوابق، اسناد و مدارك مربوط به بازیكنان را نیز به نیمكت جدید ارائه دهند، اما در این مورد نه كسی اطلاعات را به گروه جدید داده و نه كسی از این گروه جدید، حتی سرپرست كه وظیفه پیگیری اینگونه مسائل را دارد، در این زمینه اقدامی انجام داده و همه با اهمال‌كاری و سهل‌انگاری خود، دست به دست هم دادند برای رقم خوردن یك ناكامی بزرگ!


اما آنچه این وسط حائز اهمیت است، بی‌توجهی مسئولان مربوط به این مسئله است و بازتاب آن در دید سرمربی بزرگسالان كه متولی امیدها نیز است!

كفاشیان كاملاً خود را به آن راه زده است! به طوری كه حتی وقتی از او به طور كاملاً واضح در این خصوص پرسیده می‌شود، هر جوابی می‌دهد جز دادن جواب سؤال پرسیده شده! و بدتر از آن اینكه فدراسیون او طی اقدامی جالب شخص كمال كامیابی‌نیا را مقصر اصلی این ماجرا و دلیل حذف ایران می‌داند! اما بدتر آنكه فردای روزی كه محروم شدن تیم امید و این گاف بزرگ رسانه‌ای شد، در شرایطی كه همه خصوصاً جامعه فوتبال ایران در انتظار برگزاری جلسه‌ای بودند كه در آن مقصر این افتضاح بزرگ مشخص شود، از اصفهان خبر رسید جناب كفاشیان، رئیس محترم فدراسیون فوتبال در حالی كه وعده برگزاری جلسه‌ای برای مشخص شدن چرای این ماجرا را داده در اصفهان به سر می‌برد و برای سركشی از هیئت فوتبال این استان و دیدار با پیشكسوتان آن، راهی دیار نصف جهان شده است و توجیه این سفر هم در چنین شرایط حساسی، هماهنگ كردن آن از قبل بود! كه البته در واقع دل‌گنده بودن كفاشیان را نشان می‌داد و روحیه بالای جناب رئیس را كه هیچ چیز نمی‌تواند خم به ابروی او بیاورد!


اما تصورش را بكنید این تئاتری كه كفاشیان و دار و دسته‌اش در فدراسیون برای مردم به راه انداخته‌اند، یك تماشاگر ویژه داشته باشد!‌تماشاگری كه می‌تواند به مجرد تمام شدن سكانس اول این تئاتر (تئاتری كه كفاشیان برای مردم به نمایش گذاشته تا روز آخر كاری او در فدراسیون فوتبال ادامه دارد!) جایگاهش را برای همیشه ترك كرده و به راحتی قید تماشای مابقی این برنامه بیهوده را بزند، چرا كه او حال به طور كامل و روشنی می‌داند كه با چه جماعتی سر و كار دارد!

از طرف دیگر، كفاشیان و فدراسیون برای كامل كردن این معركه در اقدامی دیگر، بیانیه‌ای می‌دهند مبنی بر اینكه تیم المپیك ایران به استناد نامه‌های ارسال شده در بازی رفت 3 بر صفر بازنده نشده است. در حالی كه به گزارش سایت در نامه ارسالی از سوی كنفدراسیون فوتبال آسیا، صراحتاً مشخص شده كمال كامیابی‌نیا اجازه بازی كردن برابر تیم عراق را نداشته‌! اما چون در نامه فیفا به صراحت اشاره‌ای به شكست 3 بر صفر تیم ایران نشده مسئولان فدراسیون مدعی هستند هنوز برابر عراق در بازی رفت بازنده نیستیم كه این اصرار بی‌مورد نشان از بی‌اطلاعی فدراسیون‌نشین‌ها از قوانین فیفا دارد، چراكه بر طبق قوانین كاملاًً مشخص است كه روش فیفا در برخورد با بازیكن غیرمجاز، برخورد خاص است. آنها ابتدا از فدراسیون سؤال می‌كنند كه علت این تخلف چه بوده است. اما حكم استفاده از بازیكن غیرمجاز مشخص است و به طور قطع این بازی سه بر صفر به سود عراق زده می‌شود. زیرا هنگامی كه اطلاعات مسابقه توسط فدراسیون دریافت شده، دیگر مجوزی برای بازی كامیابی‌نیا وجود نداشته است و فیفا بعد از ارسال نامه در اسفند سال گذشته مسئولیت را متوجه خود فدراسیون ایران می‌داند! مسئله‌ای كه كفاشیان و دار و دسته‌اش در فدراسیون از قبول آن شانه خالی می‌‌كنند.


اما برگردیم به تماشاگر ویژه این تئاتر خاص كه البته برای ما عادی است، اما برای كرش به عنوان مهمان ویژه اصلاً عادی نیست!

كرش امروز به طور كاملاً روشن و واضح شاهد بی‌‌مسئولیتی فوتبال در خصوص مسائل مهم و شانه خالی كردن آن از زیر بار مسئولیت و فرار از قبول اشتباهات است. اتفاقی كه بی‌شك او هیچ كجای دنیا شاهدش نبوده! و او بی‌شك امروز به این می‌اندیشد كه چطور با چنین فدراسیون بی در و پیكری كه در آن هیچكس از رئیس گرفته تا كوچك‌ترین عضو آن مسئولیت پذیر نیستند و اشتباهاتشان را به گردن نمی‌گیرند، پای میز مذاكره نشسته!

سرمربی تیم ملی كه پیشتر صدایش از بی‌انضباطی‌های این فدراسیون درآمده بود، حال شاید به این نتیجه رسیده باشد كه از فدراسیونی كه از رساندن یك نامه عاجز است بیش از این نمی‌توان توقع داشت! شاید هم به این نتیجه برسد كه كار كردن با یك چنین مجموعه‌ای یعنی زیر سؤال بردن خودش و...

كفاشیان بعد از آنكه دری به تخته خورد و موفق به عقد قرارداد با كرش شد، تصور كرد همه چیز تمام شده و سهمیه جام‌جهانی بعدی را كسب كرده‌ایم!

از نظر جناب رئیس همه موفقیت‌ها شاید در یك نام بزرگ خلاصه می‌شدند و بس! به همین دلیل هرگز به این مسئله كه باید شرایط را هم برای رسیدن به موفقیت ‌آماده و مهیا كنند، فكر نكرد. كفاشیان هرگز به این فكر نكرد كه شاید كارهای عجیب و غریب او و فدراسیونش روزی باعث فراری دادن كرش شود. همانطور كه بی‌توجهی‌هایش پیشتر صدای این مربی را درآورده بود! صدایی كه به معنی یك اخطار جدی بود برای فدراسیون كفاشیان، اخطاری كه بی‌شك لابه‌لای نگاه‌های خندان آقای رئیس گم شده است!

برای كفاشیان شاید صرف قرارداد بستن با یك مربی بزرگ كافی بود كه امروز هیچ تلاشی برای جلب رضایت و حفظ او نمی‌كند تا نگران جدایی او از فوتبال كشورمان باشیم! و یك نگرانی دیگر به نگرانی‌هایمان بیفزاییم!

و شاید این نگرانی، آخرین پرده نمایش كفاشیان باشد!


جام‌جهانی 2010 را به راحتی از دست دادیم. به همان راحتی كه جناب خوش خنده، پشت پا زد به تمام ادعاهایش در حمایت از دایی به عنوان سرمربی تیم ملی و او را یك شبه عوض كرد و دستمان را از جام‌جهانی كوتاه!

جام ملت‌ها را هم از دست دادیم و مثل سال 2007 دست خالی بازگشتیم تا جانشین دایی علاوه بر ناكامی جام‌جهانی ناكامی در جام ملت‌ها را هم تقدیمان كند. گوانگژو را با هول و ولا با تیم مخلوط (بزرگسال و زیر 23 سال) آغاز كردیم و از هول حلیم با سر به داخل دیگ رفتیم و باز هم عایدی جز ناكامی نداشتیم!

جوانانمان هم دو شكست سنگین داشتند و اگرچه مدعی اصلی قهرمانی سی و ششمین دوره مسابقات فوتبال قهرمانی جوانان آسیا بودند، با همان دو شكست پی در پی، دست از پا درازتر بازگشتند. نوجوانان هم سقوط آزاد داشتند و وداعی تلخ و البته زود هنگام با چهاردهمین دوره فوتبال قهرمانی نوجوانان آسیا. اما به جای خانه تكانی، طی اقدامی عجیب تقدیر كردیم از مربی ناكام برای ناكامی بعدى!

بانوانمان را كه هنوز اشك شادی‌شان خشك نشده بود، در راه بازگشت دیدیم، فقط به یك دلیل كه كسی نامه تأیید پوشش آنها را ندیده بود! یا بهتر است بگوییم كسی رایزنی در این رابطه نكرده بود تا طی یك بازی سیاسی، بیرون از زمین دختران فوتبالیست‌مان را لوله كرده و بازگردانند!

آسیا و كرسی آن را هم خیلی راحت از دست دادیم و كرسی 11 ساله ایران در كمیته اجرایی را بوسیدیم و تحویل دادیم!‌ با تمام امیدواری‌هایمان به امید، با امید لندن را هم بدرود گفتیم و حال در انتظار آن هستیم كه ببینیم كرش با یك سبك سنگین جدی، آخرین پرونده نمایش كفاشیان را با رفتنش از ایران به اجرا در می‌آورد یا دلش به حال ملتی كه بازیچه دست این فدراسیون شده‌اند می‌سوزد و می‌ماند!


اگر بماند. خوشحال می‌شویم و یكبار دیگر امیدوار به آیند، آینده‌ای كه بی‌شك كفاشیان برای سیاه كردن آن هم برنامه‌ای دارد و بیكار نخواهد نشست!

اگر نماند هم كه از همین حالا خیالمان آسوده می‌شود كه قرار نیست یكبار دیگر بیهوده به انتظار بنشینیم برای دیدن یك ناكامی دیگر! چرا كه كرش اگر هنوز خوب این فدراسیون و رئیس آن را نمی‌شناسد، ما آن را به خوبی می‌شناسیم و می‌دانیم كه برای بازی‌های آینده نیز بیكار و بی‌برنامه نیست!

بی‌شك برای پرت كردن حواس‌ها و به فراموشی سپردن این فاجعه (تیم امید) فردا، نام یك تیم در حد و اندازه‌های برزیل، به عنوان حریف دوستانه تیم ملی معرفی می‌شود و چند روز بعد كه آب‌ها از آسیاب افتاد و حواس‌ها پرت شد و ذهن‌ها منحرف این بازی لغو می‌شود و حریف دوستانه تیم ملی، تیمی می‌شود شبیه به تیم مالدیو دهه هفتاد و چندی بعد این بازی هم لغو می‌شود تا تیم ملی دیداری درون تیمی انجام دهد برای سرگرم شدن رئیس فدراسیون فوتبال و به آرامش رسیدن فدراسیون و بعد از چند روز كه همه چیز آرام شد، كارها در فدراسیون مثل سابق رتق و فتق می‌یابد. كفاشیان به خواندن انتقادات و خندیدن به ریش من و تو و ملت مشغول می‌شود، روابط بین‌الملل به ترتیب دادن سفرهای خوش آب و رنگ خارجی و بقیه هم به موشك بازی كردن با نامه‌های فوری و محرمانه و تیم ملی وكرش می‌مانند و حوضشان و باز هم ما و یك دنیا امید و خیال و آرزو برای فردا!

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 355138


نظرات() 

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ در جدیدترین رده‌بندی فیفا که روز چهارشنبه(امروز) انتشار یافت تیم ملی ایران با دو پله سقوط در رده پنجاهم جهان و چهارم آسیا قرار گرفت.
تیم‌های ژاپن(سیزدهم)، استرالیا(بیست ودوم)، کره‌جنوبی (بیست‌وششم) بالاتر از ایران در قاره آسیا قرار گرفتند.
در صدر این فهرست اسپانیا مقام اول خود را حفظ کرد و پس از آن هلند و آلمان جای گرفتند.

فهرست 10 تیم برتر ماه ژوئن به این شرح است:
1-اسپانیا 1871 امتیاز
2-هلند 1661 امتیاز
3-آلمان 1417 امتیاز
4-انگلیس 1146 امتیاز
5- برزیل1130 امتیاز
6-ایتالیا1059 امتیاز
7-پرتغال 1046 امتیاز
8-کرواسی1033 امتیاز
9-مکزیک1007 امتیاز
10-آرژانتین 979 امتیاز

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 355163

نظرات() 

علی پروین در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس، درباره برخی از ارقام برای عقد قرارداد بازیکنان با باشگاه‌ها اظهار داشت: به نظرم ارقامی که اکنون اعلام می‌شود بسیار عجیب است و نمی‌دانم باید چه حرفی زد! آیا بازیکنی که برای عقد قرارداد 800 میلیون تومان می خواهد می تواند کیفیت لازم را در مسابقات داشته باشد؟
وی افزود: با توجه به سوابقی که می‌بینید سقف قرارداد هم اصلا فایده‌ای ندارد. آقایان باید بدانند نیاز به راه‌حل درست و حسابی است تا مشکلی برای فوتبال ما و باشگاه‌ها برای خرج و مخارج پیش نیاید.

پروین تاکید کرد: متاسفانه ناهماهنگی نیز در بین بعضی از باشگاه‌ها وجود دارد که مشخص می‌کند سقف قراردادها راه‌حل مناسبی برای درخواست پول زیاد از سوی برخی از بازیکنان نیست. البته کاری هم نمی‌شود کرد، اگر یک بازیکن پیشنهادی بدهد و یک تیم به دلیل سقف قرارداد آن را قبول نکند فردا با تیم دیگری قرارداد می‌بندد و کار بسیار سخت است.

وی خاطرنشان کرد: با این وضعیت بی‌رویه واقعا نمی‌دانم چه کار باید کرد؟ به نظر من در بحث دروازه‌بانی اگر دروازه‌بان خارجی بیاید قیمت‌‌ها شکسته می‌شود و می‌توان کمی وضعیت را کنترل کرد در غیر این صورت نمی‌دانیم بعدا چه اتفاقی می‌افتد.
پروین در خصوص شرایط محمد پروین گفت: به احتمال فراوان محمد پروین در چند روز آینده با شاهین بوشهر قرارداد خود را به امضا خواهد رساند.

پیشکسوت فوتبال ایران در خصوص وضعیت فوتبال ملی کشورمان گفت: به نظرم درباره فوتبال ملی و فدراسیون فوتبال اکنون حرف نزنم بهتر است و فقط آرزوی موفقیت کنم که از این شرایط نزولی خارج شویم.

  انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 355222

نظرات() 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :